محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

1188

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )

در آب نمك بكذارند تا شيرين كردد پس براورند و با آب خالص شيرين بشويند و با آب خالص شيرين جوش دهند تا تلخى آن بالكل زايل كردد پس با خلال چوبى سوراخها نموده در شيرهء نبات يا عسل طبخ نمايند و اكر از پوست ليمو خواهند پوست آن را همان قسم در آب نمك بكذارند تا شيرين شود و هر چهار پنج‌روز دست بمالند تا سفيدى اندرون آن زايل كردد و آب نمك را تبديل نمايند و چون سفيدى تمام زايل كشت و شيرين كرديد پاك شسته در آب جوش‌داده در شيرهء نبات رقيق با عسل طبخ نمايند تا بقوام آيد و اكر پوست ليمو را بعد از شيرين شدن زمانى قليل در آب آهك بكذارند پس براورده شسته آب آن را بتمامى نشف نموده در مرتبان يا كاسهء چينى كنند و بالاى آن شيرهء نبات يا قند يا شكر بسيار سفيد صاف نموده بسيار غليظ نيم كرم بران ريزند و بكذارند تا در جرم آن نفوذ نمايد و اندك ابى كه در جرم آنست در شيره آيد پس ملاحظه نمايند بعد سه چهار يوم اكر شيرهء آن رقيق شده باشد آن شيره را جدا كرده جوشى داده باز بران ريزند و هم‌چنين تا ديكر رقيق نكردد و اين بهتر است زيرا كه جوش دادن اكثر چيزها در شيرهء نبات و غيرها باعث سختى جرم آن ميكردد و اكر ليمو درست را نيز بدين نوع مربا سازند بهتر است مخلّل ليمو مسكن صفرا و مقوى معدهء حار است صنعت آن بكيرند ليموى درست را و بسنك پوست زرد آن را اندك بسايند و بشويند و بپارچهء كرباس پاكيزهء خشك نموده نمك ماليده در ظرف سفالى كذاشته در افتاب بكذارند و اكثر برهم ميزده مىباشند و هر دو سه روز يك مرتبه نمك را تجديد مينموده باشند و بعد هشت نه روز كه خوب نمك‌سود شد و پوست آن نرم كرديد در آب ليمو يا عرق سركه يا سركهء خالص تند بيندازند و در افتاب كذارند تا برسد و استعمال نمايند مخلّل ليمو نوع ديكر صنعت آن بكيرند آب ليمو رسيدهء خوب را و در كوزهء پاكيزهء سفالى با نمك كرده خوب برهم زنند و حركت دهند چون نمك كداخته شود آب نمك را دور كرده ليموها را شسته خشك كرده باز با نمك خشك جديد در كوزه كرده حركت دهند و همچنين تا سه روز پس ليموها را براورده شسته نشف رطوبة آن را بالكل نموده در آب ليمو يا سركهء مقطر يا غير مقطر تند اندازند و از مصالح طيبهء حاره و فلفل سرخ و غيره آنچه خواهند داخل نمايند و در افتاب بكذارند تا برسد و تناول نمايند و اهل هند به همان نحو نمك‌سود نموده در روغن سرشف تازه كه بهندى سرسون نامند مىاندازند و در افتاب ميكذارند و بعد رسيدن بعضى باب كرم شسته از پارچه خشك نموده تا دهنيّت آن كم كردد با طعام تناول مينمايند و اكثر بدون شسته و بعضى همان قسم نمك سود نموده نكاه ميدارند و عند الحاجة با طعام خصوصا كهچرى تناول مينمايند مخلّل قشر ليمو در تقويت معده اقوى از ليموى درست است صنعت آن بكيرند پوست ليمو را و سفيد آن را از دم كارد دور نمايند و لوزهاى باريك طولانى ببرند و در آب نمك يا سبوس كندم يا برنج يا آب زاج شيرين نمايند چنانچه در اترج ذكر يافت پس با آب خالص نيكو شسته يك دو ساعت در آب آهك بكذارند تا شكننده كردد پس براورده شسته با آب شيرين خالص طبخ دهند تا اندك پخته كردد و ليكن مضمحل نشود پس براورده آب آن را از كرباسى پاك نشف نموده عرق ليمو يا سركهء انكورى تند اندازند و چند دانهء قرنفل و خرما خارك خشك ورق كرده و قدرى سياه دانه نيز در آن اندازند و در افتاب كذارند تا مزاج كيرد و تناول نمايند و اكر خواهند چاشنىدار شود قدرى به قدر مطلوب كم يا زياده شيرهء نبات يا قند با دوشاب در سركه انداخته پوست ليمو را بعد از شيرين نمودن و پختن در آن اندازند و چند جوشى داده در ظرف چينى كرده ادويهء مذكوره را بپزند و بكذارند تا برسد و استعمال نمايند و مخلل قشر كتوله و اكثر ليموها نيز بدين دستور است كتاب حرف الميم باب الميم مع الالف [ ماء ] [ ماء الاصول ] فصل در بيان نسخ ماء الاصول بدانكه ماء الاصول طبيخى است كه اكر با شربتى بقوام اورند آن را شراب الاصول و الا آن طبيخ ماء الاصول كويند [ ماء الاصول كه اصل جميع ماءالاصولهاست ] ماء الاصول كه اصل جميع ماء الاصولها است فرموده‌اند كه اين نسخه نقل كرده شد از قرابادين يونانى امّا مؤلف آن بر احقر معلوم نشد و اين ماء الاصول نافعست از براى استسقا و سردى معده و جكر و طحال و جميع امراض بلغمى صنعت آن پوست بيخ كبر بيخ كرفس از هريك ده درم تخم كرفس رازيانه انيسون از هريك پنج درم جوشانيده بپالايند و بياشامند و در نسخهء ديكر آورده كه انكبين داخل كرده بياشامند و از براى استسقا فقاح اذخر سنبل الطيب غافث افسنتين رومى كمافيطوس كماذريوس از هريك سه درم اضافه نمايند [ ماء الاصول منقول از قانون شيخ الرئيس نافعست از براى تفتيح سدها ] ماء الاصول منقول از قانون شيخ الرئيس نافعست از براى تفتيح سدها و از براى عسر البول و وجع كبد و معده و استعمال كرده مىشود با ادهان و غير ادهان صنعت آن پوست بيخ كبر بيخ اذخر بيخ رازيانه بيخ كرفس تخم كرفس تخم رازيانه انيسون سنبل الطيب پرسياوشان سنبل رومى مويز منقى مصطكى رومى از هريك به قدر حاجت جوشانيده بپالايند و بياشامند از آن به قدر حاجة ماء الاصول ديكر فالج و صداع بلغمى و صرع و دوار را زايل كند صنعت آن پوست بيخ كرفس پوست بيخ رازيانه از هريك ده درم بيخ اذخر پودنهء كوهى سنبل الطيب زراوند كرد پوست هليلهء زرد از هريك هشت درم مصطكى سه و نيم درم جعده افتيمون از هريك چهار درم شاهتره هفت درم مجموع را در چهار رطل آب بجوشانند تا يك رطل بماند صاف كرده چهار درم ايارج فيقرا در آن حل نموده هر صبح مقدار چهل درم مقلوج را با يك درم روغن بيد انجير و خداوند صرع و صداع و دوار را با روغن بادام بدهند [ ماء الاصول منقول از تذكرهء شيخ داود انطاكى ] ماء الاصول منقول از تذكرهء شيخ داود انطاكى نافعست از براى حميات بارده كه به طول انجاميده باشد و مطلق سدّها بكشايد و ضعف كبد و ضعف معده را سودمند است و هضم را نيكو كرداند و تفتيت حصاة كليه و مثانه نمايد صنعت آن پوست بيخ رازيانه پوست بيخ كبر بيخ كاسنى بيخ كرفس اذخر مكى انيسون تخم كشوث سنبل الطيب از هريك سه درم فوة الصّباغين تر مصطكى رومى از هريك يك درم نيم نانخواه يك درم پس اكر عليل را ضعف در معده يا كبد باشد ريوند چينى اضافه كنند و اكر ضعف در دماغ باشد پوست هليلهء كابلى اضافه نمايند و اكر در ظهر باشد و از بلغم باشد افسنتين اضافه نمايند و الا كل سرخ و باد اورد اضافه نمايند از هريك از آنچه مذكور شد سه درم مويز منقى بهر تقدير به مقدار نصف مجموع ادويه را با مثل مجموع ادويه آب بجوشانند تا آنكه ثلث آب بماند و بپالايند و بدانكه اين ماء الاصول تفتيح سدّها مىكند در اسرع زمان و يرقان را زايل مىكند و دفع مىكند آنچه را محترق شده باشد از اخلاط باذن اللّه تعالى مجربست [ ماء الاصول تاليف حنين منقول از كفاية الطب ] ماء الاصول تاليف حنين منقول از كفاية الطب سدهاى جكر و طحال بكشايد و فساد مزاج كه از برودت باشد باصلاح اورد و تبهاى كهنه و استسقا را زايل كرداند صنعت آن پوست بيخ كرفس بيخ رازيانه از هريك پنج درم سنبل الطيب مصطكى رومى از هريك يك درم نيم فوة الصباغين لك منقى عود بلسان از هريك دو درم باد اورد غافث پوست بيخ كبر كمافيطوس افسنتين رومى كل سرخ از هريك سه درم انجير زرد ده دانه مويز منقى بيست درم ادويه را نيم كوفته در ديك سنكى كنند و چهار رطل آب بر روى آن ريزند تا ثلث آب بماند بپالايند چهار اوقيه از آن را و يك درم روغن بادام تلخ داخل كنند و هر روز همين مقدار از آن را با دواء الكركم و امثال آن بياشامند و در نسخهء معصومى باداورد كمافيطوس كماذريوس داخل نيست و شكاعى داخل است و باقى برابر است ماء الاصول منقول از قرابادين قلانسى منضج اخلاط حاره است صنعت آن پوست بيخ كاسنى نيم كوفته بيست درم تخم كاسنى پنج درم تخم كشوث شش درم عناب بيست عدد سپستان شانزده عدد و در نسخهء دويّم شانزده درم است ادويه را در چهار رطل آب بجوشانند تا به نصف رسد پس بپالايند و در سه روز با ده درم تا بيست درم سكنجبين ساده سرد كرده با برف بنوشند ماء الاصول نافع از براى نقرس و درد ورك و اوجاع مفاصل و استرخا كه از برودت باشد صنعت آن پوست بيخ كرفس پوست بيخ رازيانه از هريك ده مثقال پوست بيخ حنظل قنطوريون دقيق نانخواه انيسون شيطرج هندى بوزيدان ماهى زهرج از هريك پنج مثقال در سه رطل آب بجوشانند تا به يك رطل رسد روزى يك اوقيهء آن را با يك درم روغن